عبدالله مستوفى

179

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

وارد ميشدند . بين حاجى طرخان و انزلى و باكو كشتىهاى پستى منظما در رفت‌و آمد است ، منتهى اين بار كشتى حامل سفارت كبرى كه بهتر و بزرگتر است ، جاى كشتى پستى عادى را گرفته است . بنابراين كشتى الكساندرا مال التجاره و مسافر هم ، مثل كشتى پستى عادى ، ميگيرد . سؤالهاى بىجواب اين طرز پذيرائى با اينكه خيلى از روى مودت و مهربانى است ، به نظر من قدرى موهن است . در حقيقت ما از ورود برشت مهمان دولت روس شده‌ايم و كاركنان روسيه از ما پذيرائى ميكنند ، در صورتى كه بعقيدهء من ، در رشت اگر توقف ميكرديم ، بايد كنسول روس از ما يك ديدن كند و ما هم براى او كارت بگذاريم و با خرج و لوازم خودمان ، اعم از كرايه‌اى يا دولتى ، تا باكو برويم و در ورود باكو بايد مستقبلين و مأمورين دولتى روس از ما پذيرائى كنند . ولى چه بايد كرد ، دولت ايران در درياى مازندران ، جز اين باركاس شاهى كه آن را هم بلژيكىها در اين اواخر دست‌وپا كرده‌اند ، هيچ كشتى ندارد . اگر هم بخواهد كرايه كند ، بايد از كشتىهاى روس اجاره نمايد . از طرف ديگر اگر كنسول روس اين پيش‌بينى را نكرده بود ، ما بايد در هتل آلبرت نهار بخوريم . گويا حاكم هم نيست و نايب الحكومه هم ، نميدانم كدام بيسواد بىاطلاع است كه حتى شايد خبر ندارد كه سفير - كبيرى از ايران بروسيه ميرود . يا در پيربازار اگر اين كرجى و مزدوران ( پاروزنها ) يك - لباس كنسولگرى روس نبودند ، ما بايد در كرجيهاى پارو شكستهء كرايه‌اى سوار شويم . گذشته از اينها ، عادت بر اين جارى شده است كه هميشه كشتىهاى مخصوص براى بردن سفارت كبرى از بندرهاى روسيه بايران ميامده است . مگر ملك‌آرا برادر ناصر الدين شاه را كه براى تاجگذارى امپراطور حاليه بدربار روسيه ميرفت ، كشتى توپدار گويك تپه از ساحل ايران بساحل روسيه نبرده است ؟ مسيو كاخانفسكى مرد خوب ساده‌ايست ، ولى آمدن او تا ساحل ايران ، آن هم از طرف جانشين قفقاز ، چه معنى دارد ؟ بر فرض اينكه جانشين قفقاز بايد مأمورى هم نزد سفير كبير ايران بفرستد و خوش‌آمدى بگويد ، بايد در باكو يا يكى از ايستگاههاى قفقاز باشد . اساسا مأمور سياسى جانشين قفقاز يعنى چه ؟ اسم جانشين را روى فرمانفرماى قفقاز گذاشتن ، مثل اينستكه بسنجد قبيده بادام بگويند . فرمانفرماى قفقاز مأمور سياسى براى چه دارد ؟ البته دولت روس آزاد است كه در داخلهء خود هر اسمى بخواهد روى مأمورينش بگذارد ، ولى مأمور سياسى اين فرمانفرما چون اسم جانشين روى خودش گذاشته است ، نبايد تا انزلى باستقبال سفير كبير ايران بيايد . اين خرده‌كاريها در عرف بين‌المللى هيچ محلى از اعراب ندارد و جز بالاچاقى دولت بزرگ بر دولت كوچك ، چيز ديگرى نيست . اگر ما عاقلانه رفتار كنيم ، ميتوانيم در سايهء آزادى اين بالاچاقىها را منسوخ كنيم .